دانشجویان صنعت چاپ

كلیك كنید

 

فناوري كاغذ

 



 

فناوري كاغذ

 

تاريخ كاغذ

جهان بدون كاغذبه اندازه جهاني كه كاملاً از كاغذ تشكيل شده است غير واقعي به نظر مي‌رسد. كتاب‌هاي زيبايي كه مي‌خوانيم، كاغذ صافي كه بر روي آن مي‌نويسيم، كاغذهايي كه بر روي آن نقاشي مي‌كنيم، روزنامه‌ها و مجلات جذاب، همگي اينها اعتقاد به جهان بدون كاغذ را براي ما غير ممكن مي‌سازد. در حقيقت باور به اين كه ايجاد تمدن بدون وجود كاغذ غير ممكن است درست است. بدون كاغذ امكان پيشرفت سريع تمدن بشري وجود نداشت و نسل بشري در همان قرون وسطي باقي مي‌ماند. يكي از دلايل اصلي رشد فكري و عقلي افراد و در نتيجه دستيابي به زندگي بهتر در طي قرون نوشتن بر روي كاغذ بوده است. انسان با نوشتن بر روي كاغذ امكان اين را يافت تا تجربيات، طرح‌ها و اشتباهات خود را به نسل‌هاي آتي منتقل كند و همچنين به بررسي نوشته‌هاي نسل‌هاي پيشين بپردازد تا از طريق آن علوم و فنون بسياري را فرا بگيرد و اشتباهات و خطاهاي آنان را تكرار نكند. بنابراين كاغذ نقش شگفت‌انگيزي در توسعه تمدن دنياي ما داشته است. در نتيجه آگاهي از تاريخ و شيوه‌هاي ساخت كاغذ مي‌تواند مفيد باشد.


كاغذ در طي قرون:

تاريخ پيدايش كاغذ به حدوئ 5700 سال پيش باز مي‌گردد هنگامي كه مصريان ساخت ماده‌اي براي نوشتن بر روي آن آغاز كردند. پاپيروس ني است كه در مرداب نيل رشد مي‌كند. مصريان كاغذهاي نوشتاري خود را از طريق قرار دادن نوارهاي پاپيروس از پهنا و كوبيدن آنها، مي‌ساختند و در نتيجه ورقه‌هاي ساخته شده بسيار زبر و به اندازه كاغذ خشك كن داراي خاصيت جذب بودند.

در دوران قبل از ميلاد چيني‌ها اولين كاغذ واقعي را از پارچه‌هاي كهنه و تورهاي ماهيگيري ساختند. اين مواد بريده مي‌شدند در آب خيسانده مي شدند و فيبرها به طور جداگانه كوبيده مي‌شدند و سپس آب بيشتري به آن اضافه مي‌شد و با مايعي كرم‌دار مخلوط مي‌شد. كاغذ بر روي يك چوب غربالي ساخته شده ازنخ‌هاي ابريشم ساخته مي‌شد و هنگامي كه از درون طشت آب برداشته مي‌شد، آب‌هاي اضافي از آن از طريق غربال تخليه مي‌شدند و فيبرهاي درهم بافته شده در نور آفتاب قرار داده مي‌شدند تا خشك شوند. امروزه ساخت كاغذ به صورت دستي هنوز به همان شيوه باستاني رايج است.چيني‌ها ساخت كاغذ را در حدود 500 سال به صورت راز در نزد خود نگه داشتند و دانش ساخت كاغذ از طريق كشورهاي شرقي به مصر و دمشق راه يافت و سرانجام در قرن 12 ميلادي اين دانش در اختيار جهان غرب قرار گرفت. در سال 1940 ميلادي، اولين سازنده انگليسي كاغذ به نام جان تيت كارخانه‌اي در هرتفورد بنا كرد.

در حدود 200 سال ساخت كاغذ از طريق همين شيوه‌هاي ساده صورت پذيرفت و در اوايل قرن 18 ميلادي بود كه مرحله بعدي توسعه و گسترش صنعت كاغذسازي به وقوع پيوست هنگامي كه هوگنتون اين صنعت را احيا كرد.در مطالعه تاريخ ساخت كاغذ نبايد از وقوع مهم‌ترين رخداد در اين صنعت چشم پوشي كنيم. در سال 1440 ميلادي گوتنبرگ ماشين چاپ را اختراع كرد. البته چيني‌ها چاپ را حدود 500 سال قبل اختراع كردند و بر پايه شيوه آنها هر كلمه بايد بر روي قالب چوبي حك مي‌شد. گوتنبرگ صفحه‌اي را چاپ مي‌كرد و سپس قطعات جداگانه حروف را دوباره مرتب مي‌كرد تا صفحه‌ بعدي را چاپ كند.

در سال 1476 ويليام كاكستون اولين ماشين چاپ را در انگلستان ساخت. در آن زمان هر ورقه كاغذ بايد به وسيله دست در داخل ماشين چاپ قرار داده مي‌شد اما امروزه ماشين‌هاي چاپ به طور خودكار هزاران ورقه كاغذ را در ساعت چاپ مي‌كند. وضعيت به گونه‌اي در آمد كه افراد به كتاب‌هاي بيشتري نياز پيدا كردند و سازندگان كاغذ نتواستند همه افراد را در زمينه قانع كنند. بنابراين در سال 1798 ميلادي مردي فرانسوي و جوان به نام نيكلاس لوئيس رابرت شيوه‌اي براي ساخت كاغذ از طريق يك ماشين را ابداع كرد.

سه سال بعد، اين مدل به انگلستان آورده شد.

از گياه تا كاغذ:

برگي از كاغذ را پاره كنيد و بر لبه آن نگاهي بيندازيد. شما مي‌توانيد صدها موي بسيار كوچك شبيه به فيبر را مشاهده كنيد. آنها سلولز يا فيبرهاي گياهي هستند و در همه گياهان وجود دارند.

وظيفه سازنده كاغذ اين است كه مواد گياهي را به فيبرهاي جداگانه تبديل كند، آن را مواد شيميايي مخصوصي شستشو دهد و آن را به ورقه‌هاي صاف و پاك كاغذ تبديل كند.

اغلب كاغذها از خمير چوب يا علف اسپارتو، يا پارچه‌هاي كهنه كتان يا پنبه‌اي ساخته مي‌شوند. خمير چوب (ساخته از چوب صنوبر يا ديگر درختان از گونه كاج)‌از اسكانديناويا، كانادا و جزيره نيوفاوندلند آورده مي‌شود. قطعات چوب به قطعات كوچكتري تقسيم مي‌شود و آنها در حلال شيميايي داغي قرار داده مي‌شوند تا مواد زايد در آن حل شود و در نتيجه فيبرهاي سلولزي خالص باقي مي‌ماند. سپس فيبرها فشرده مي‌شوند تا به تخته‌هاي بزرگ تبديل شوند.

اسپارتو، علف شبيه ني در سواحل شني آفرقاي شمالي رشد مي‌كند و البته به نسبت كمتري در سواحل اسپانيا وجود دارند. كارگران آنها را مي‌چينند، خشك مي‌كنند و در بسته‌هاي بزرگ قرار مي‌دهند و به كارخانه‌هاي كاغذسازي مي‌فرستند، در آنجا از ميان ماشين‌هاي خاصي عبور مي‌كنند، گرد و خاك و ديگر ناخالصي آنها گرفته مي‌شود و سپس در محلول كربنات سديم جوشانده مي‌شوند.

بعد از آن، اسپارتو شسته مي‌شود، آب آن گرفته مي شود و از كربنات سديم تصفيه مي‌شود و هرگونه مواد خراجي نيز از آن پاك مي‌گردد.

اسپارتو در برج‌هاي بزرگ رنگبري در مواد شيميايي خيسانده مي‌شود و رنگ سبز- قهوه‌اي طبيعي آن به سفيد تغيير پيدا مي‌كند و در آن لحظه آماده تبديل شدن به كاغذ مي گردد.

اولين كاغذ:

اولين كاغذي كه به وسيله مصريان ساخته شد، مناسب فعاليت چاپي نبود. همان طور كه گفته شد كاغذها از ريشه گياه پاپيروس كه در كرانه رود نيل مي‌رويند، ساخته مي‌شدند. گياه پاپيروس ضخامت زيادي دارد و حدود 12 تا 15 فوت ارتفاع دارد. كارگران مصري آنها را مي‌بريدند، پوست خارجي آنها را جدا مي‌كردند و مغز سفيد گياه پاپيروس را به نوارهاي صافي برش مي‌دادند. اين نوارها بر روي سنگي صاف قرار داده مي‌شدند و لايه‌هاي بعدي بر روي آن نوارها گذاشته مي‌شدند. غلتكي سنگين بر روي نوارها حركت مي‌كرد و آنها تبديل به يك ورقه مي شدند و سپس در زير نور خورشيد قرار مي‌گرفتند تا خشك شوند. پس از خشك شدن، سطح ورقه با استفاده از سنگي صيقل داده مي شد تا براي نوشتن آماده شود. كاغذهاي مصري به رنگ زرد يا قهوه‌اي بودند. از ورقه‌هاي پاپيروس تا 800 سال بعد از ميلاد نيز براي نوشتن استفاده مي‌شد. و پس از آن كاغذ پوست به وجود آمد. اين گونه كاغذ از پوست گوسفند، بز و گوساله تهيه مي‌شدند و قرن‌ها از آن براي نوشتاري استفاده شد تا زماني كه كاغذ واقعي در كشورهاي اروپايي ساخته شد.

اولين كاغذ حقيقي:

از لحاظ تاريخي، اولين كاغذ حقيقي در چين به وسيله ترسه‌لون ساخته شد.او با استفاده از پوست درخت توت، ني، فيبرهاي بوته شاهدانه و پارچه‌هاي فرسوده، خمير لازم براي تهيه كاغذ را به دست آورد. در اين فرآيند، مواد خام به قطعات كوچكتر تقسيم و در آب خيسانده مي‌شدند و سپس بر روي آن مي‌كوبيدند تا آن تبديل به خميري از فيبرهاي بسيار كوچك شود. اين توده شبه مايع به تغار بزرگي از آب منتقل مي‌شد تا به سطح مناسبي از ثبات براي ساختن ورقه كاغذ برسد. پرده‌اي از پارچه در قالب يا چاچوبي و از نوارهاي ني در مخلوط رقيقي از فيبرهاي خمير در آب فرو برده مي‌شوند.

هنگامي كه پارچه برداشته مي‌شود، از زير آب عبور داده مي‌شود و لايه‌اي نازك از خمير بر روي پاچه باقي مي ‌ماند. سپس اين لايه نازك از قالب جدا مي شود، غلتك بر روي آن حركت مي‌كند. اين سطح صاف فشرده مي‌شود تا آب از آن خارج شود و در نتيجه ورقه‌اي از كاغذ شكل مي‌گيرد. اين ورقه كاغذ در زير نور خورشيد قرار مي‌گيرد تا خشك شود. مي‌توان با قرار دادن حلاتلي از چسب يا زاج بر روي ورقه به كاغذ مسطح‌تري دست يافت.همچنين مي‌توان كاغذها را با سنگ‌هاي صاف صيقل داد تا براي نوشتن ماسب‌تر شوند.

در حدود صدها سال چيني‌ها اين شيوه ساختن كاغذ را در نزد خود نگه داشتند. سرانجام زندانيان چيني فراري اين شيوه را به سمرقند، ژاپن، تبت و كشمير منتقل كردند. چيني‌ها كارخانه‌اي در تبت تأسيس كردند و زماني كه اين شهر به تصرف عرب‌ها درآمد بعد از مدتي صنعت كاغذسازي شكوفا شد و به همين سبب اين شهر به عنوان مكاني براي كاغذسازي به شهرت رسيد. در سال 705 بعد از ميلاد صنعت كاغذ سازي در بغداد پديدار گشت.

اولين كارخانه كاغذ در اروپا: اولين كاغذ در اروپا بوسيله مورس در اسپانيا ساخته شد. در آن زمان نيز پارچه‌هاي فرسوده كتان جزء مواد اصلي ساخت كاغذ به حساب مي‌آمد. در سال 1189 ميلادي صنعت كاغذ وارد فرانسه شد. پس از آن فرانسه و هلند از جمله كشورهاي اروپايي بودند كه براي مدتي طولاني بازار كاغذ را در اختيار خود داشتند. هنر ساخت كاغذ از اسپانيا به ايتاليا گسترش يافت. ايتاليايي‌ها جزء پيشگامان هنر نشان آبي كاغذ هستند. اولين نشان آبي واقعي به صورت علامت (×) بود كه در سال 1282 ميلادي پديدار شد. در سال 1285 ميلادي، حرف B در كنار علامت (×) قرار گرفت تا نام سازنده كاغذ را مشخص كند. اولين كارخانه كاغذسازي در آلمان در سال 1336 ميلادي افتتاح شد. بزرگترين پيشرفت‌هاي صنعت كاغذسازي از دوران پيدايش كاغذ مرهون تلاش‌هاي بي‌وقفه آلماني‌ها بوده است كه نقطه اوج آن مربوط به اختراع ماشين‌ چاپ توسط گوتنبرگ در استراسبورگ در سال 1450 ميلادي مي‌باشد. تا كنون هيچ اختراعي تا به اين اندازه بر صنعت كاغذ تأثير نگذاشته است. اولين كارخانه كاغذ سازي در انگلستان در سال 1498 ميلادي در دوران پادشاهي هنري پنجم بوسيله جان تيت ساخته شد. پيش از آن كاغذ از كشورهاي فرانسه، ايتاليا، اسپانيا و آلمان به انگلستان صادر مي‌شد.

اولين كارخانه كاغذ در ايالات متحده آمريكا: اولين كارخانه كاغذسازي ايالات متحده آمريكا در فيلادلفيا در سال 1690 ميلادي افتتاح شد. مواد اوليه مصرفي در كارخانه كاغذسازي مزبور پارچه‌هاي فرسوده كتان بود. دومين كارخانه كاغذسازي در سال 1710 ميلادي در آمريكا ساخته شد و سومين كارخانه در سال 1726 در شهر كنكورد ايالت پنسيلوانيا شروع به كار كرد. در آن زمان هنوز شيوه‌هاي اوليه ساخت كاغذ كاربرد داشتند.

همه فعاليت‌هاي ساخت كاغذ از طريق دست انجام مي‌گرفت. براي ساخت خمير كاغذ از هاون و خمره‌هاي بزرگ آهني يا سنگي استفاده مي‌كردند.برخي از كارخانه‌هاي كاغذسازي بيش از يك خمره استفاده مي‌نمودند. در اين خمره‌ها آب مي‌ريختند و پس از آن پارچه‌هاي فرسوده را به آن اضافه مي‌كردند سپس با هاون‌هاي سنگين آن مخلوط را مي‌كوبيدند. پس از آن خمير كاغذ بر روي قالب‌هاي مستطيلي شكل قرار داده مي‌شد و اين قاب چوبي دور خمير كاغذ را معين مي‌كرد. هنگامي كه خميرهاي كاغذ بر روي اين قالب‌ها قرار مي‌گيرند ورقه‌هايي از نمد بر روي هم تشكيل مي‌شدند. سپس فشار سنگيني بر روي توده خمير كاغذ وارد مي‌شد.تا آب از آن تخليه شود و خمير كاغذ را تا به اندازه‌اي صاف مي‌كردند تا ورقه‌هاي كاغذ تشكيل شوند. سپس ورقه‌هاي كاغذ به بيرون آورده مي‌شد و به صورت تك تك خشك مي‌شدند يا در اتاقي كه هواي آزاد در آن جريان داشتند قرار داده مي‌شدند تا خشك شوند.

اختراع ماشين كاغذ: مردي فرانسوي به نام نيكلاس لوئيس رابرت براي اولين بار ايده ساخت ماشين كاغذ به صورت رول را داد. اوابتدا در كارخانه كاغذسازي كار مي‌كرد و توانست در سال 1799 اولين ماشين كاغذ را بسازد، اگرچه اين ماشين كاغذ به خوبي طراحي نشده بود اما شروع خوبي براي آغاز ساخت ماشين‌هاي كاغذ بود. نحوه فعاليت ماشين كاغذسازي مزبور بدين شكل بود كه از خمره، خمير كاغذ آبكي بوسيله چرخ مخصوصي برداشته مي‌شود و بر تسمه‌اي از توري سيمي گذاشته مي‌شود تا آب خمير كاغذ تخليه شود. سپس ورقه‌هاي خمير كاغذ فشرده مي شوند تا ورقه اصلي كاغذ تشكيل شود.

به دليل شرايط نامطلوب آن دوران، رابرت همراه با ماشين كاغذسازي خود به انگلستان عزيمت كرد. در انگلستان همكاران جديدي به او پيوستند و امكانات مالي بسياري براي او فراهم كردند تا بتواند ماشين كاغذسازي خود را ارتقا بخشد. بعد از گذشت چندين سال آنها ورشكسته شدند. با اين وجود نام آنها در صنعت كاغذ بدليل زحمات فراوان آنها در زمينه ساخت ماشين كاغذسازي ماندگار شد. البته فعاليت آنها توسط دو فرد انگليسي به نام‌هاي بريان و دانكيس دنبال شد. اولين ماشين كاغذسازي در سال 1804 ميلادي فعاليت خود را شروع كرد.

خمير كاغذ پارچه‌هاي فرسوده تا خمير كاغذ از چوب: به طور عملي مواد اوليه خميرهاي كاغذي كه در اروپا و ايالات متحده آمريكا ساخته مي‌شدند از پارچه‌هاي فرسوده بود. صنعت كاغذسازي در آن دوران همواره از نامناسب بودن پارچه‌هاي فرسوده آسيب مي‌ديد. با ساخت اولين ماشين كاغذسازي معلوم گشت كه مي‌توان از مواد خام ديگري نيز براي ساخت خمير كاغذ استفاده كرد. اولين بار فردي فرانسوي بنام رنه‌دو رومور منابع اين مواد خام را نشان داد. بر اساس مشاهدات خود به اين نكته پي برد كه برخي حشرات ذرات ريز چوب را مي‌جوند و با برگي شبيه به كاغذ لانه‌اي براي خود مي‌سازند. اما مشاهدات موشكافانه وي تا سال 1800 ميلادي مورد توجه چنداني قرار نگرفت و در آن زمان بود كه يك سازنده كاغذ در انگلستان قسمت‌هاي مختلف كتابي را از كاغذ ساخته شده از چوب به چاپ رسانيد.

مبحث استفاده از چوب در ساخت خمير كاغذ تا سال 1884 ميلادي مسكوت ماند، هنگامي كه فردريك گتلب كلر آلماني حق ثبت اختراع ماشين خرد كننده چوب را به دست آورد. پودر چوبي كه از خرد شدن چوب در ماشين خرد كننده چوب به دست مي‌آيد با آب مخلوط مي‌شود تا خمير كاغذ مناسب براي ساخت كاغذ فراهم شود. ابتدا سازندگان كاغذ تمايل چنداني به استفاده از خمير كاغذ به دست آمده از چوب نداشتند اما با سپري شدن چندين سال، ساخت كاغذ از طريق خمير كاغذ چوبي مرسوم شد.

پيشرفت بعدي در ساخت خمير كاغذ مربوط به سال 1851 ميلادي مي‌شود. دو فرد انگليسي موفق شدند تا خمير كاغذي را از طريق جوشاندن پودر چوب درخت بيد در محلولي خورنده و محرق به دست آورند. يكي از آنها در سال 1845 به ايالات متحده آمريكا مهاجرت كرد و در فرآيند ساخت خمير كاغذ تغييرات عمده‌اي بوجود آورد. او بدين نكته پي برد كه ديگ‌هاي زودپز در فرآيند ساخت خمير كاغذ به طور قابل توجهي كاهش مي‌يابد اگر كيفيت مواد شيميايي مورد استفاده در توليد خمير كاغذ بهبود يابد، بدين طريق كه محلول پخت پودر چوب تبخير شود و رسوب موجود سوزانده شود. اين شيوه به فرآيند سودا شهرت دارد. خمير كاغذ در اين شرايط ناخالصي كمتري دارد و داراي فيبرهاي سلولزي محكم‌تري دارند و بنابراين كاغذ توليد شده داراي كيفيت بالاتري خواهد داشت.

شيوه شيميايي ديگري كه در ساخت خمير كاغذ به كار مي‌رود در سال 1879 ميلادي توسط دانشمندي آلماني كشف شد. در اين فرآيند از مخلوط هيدروكسيد سديم و سولفيد سديم در خمير كردن قطعات چوب استفاده مي‌شود. وجود سولفيد سبب تسريع در روند خوردگي چوب مي‌شود و در نتيجه قطعات چوب درون قلياي داغ سريعتر از فرآيند سودا خورده مي‌شوند.

در اين فرآيند خمير چوبي با قدرت زياد توليد مي‌شود. در سال 1885 ميلادي با استفاده از اين شيوه كاغذي در آلمان توليد شد كه سياه رنگ بود و از هر نوع ديگري در آن زمان محكم‌تر بود. اين فرآيند به نام كرافت (Kraft) (كاغذ محكم قهوه‌اي رنگ مخصوص بسته‌بندي) شناخته شد كه كلمه‌اي آلماني است. تأسيس كارخانه خمير كاغذسازي كرافت سبب ايجاد تحولي در ساخت خمير كاغذ چوبي در آلمان و سوئد شد. بعدها سازندگان كاغذ بدين نكته رسيدند كه مي‌توان انواع چوب را از طريق فرآيند كرافت به خمير كاغذ چوبي تبديل كرد. پيش از كشف گاز كلرين خمير كاغذ حاصل از فرايند كرافت بي‌رنگ بود، اما بعد از كشف گاز كلرين سازندگان كاغذ توانستند با استفاده از آن به خمير كاغذ حاصل از فرآيند كرافت روشني بدهند.

بدليل توسعه و بسط هنر كاغذ‌سازي بين سال‌هاي 1800 تا 1900بعد از ميلاد، اغلب از قرن نوزدهم به عنوان قرن كاغذ نام برده مي‌شود. در واقع پيشرفت‌هايي كه در قرن نوزدهم در بنيان صنعت كاغذ شكل گرفت كه گام‌هاي بلندي پس از سال 1900بعد از ميلاد محسوب مي‌شود. تا پايان قرن نوزدهم ميلادي عوامل اصلي براي تأسيس صنعت كاغذسازي بزرگ امروزي شكل گرفتند. اختراع خام نيكلاس لوئيس رابرت به ماشين‌هايي كاغذسازي عظيمي مبدل گشت كه مي‌توانند كاغذهايي با پهناي بيش از 160 اينچ توليد كنند. سازندگان كاغذ شيوه‌هايي براي مخلوط كردن خميرهاي كاغذ فرا گرفته‌اند تا بتوانند آن را سفيد‌تر كنند و اينكه چگونه از بتونه، خاك‌رس، صمغ كاج و زاج استفاده كنند تا برگه‌هاي كاغذ را صاف، روشن يا كدر كنند. آنها همچنين فرا گرفتند كه از طريق تغيير دادن مقادير خميرهاي كاغذ متفاوت، شدت عمل زدن خمير كاغذ و مقدار بتونه‌اي كه به خمير كاغذ اضافه مي‌شود تا كاغذهاي گران‌تري توليد كنند.

آيا تا به حال فكر كرده‌ايد كه براي لباس هاي فرسوده و پارچه‌هاي كتان كهنه چه اتفاقي مي‌افتد؟ بسياري از پارچه‌هاي فرسوده تحويل سازندگان كاغذ داده مي‌شود و از آنها در كارخانه‌هاي ساخت كاغذ براي توليد كاغذهايي با كيفيت بالا استفاده مي‌شود.

ممكن است همين پارچه‌هاي كهنه و فرسوده به شكل كاغذي زيبا به خانه شما بازگردد. در ابتدا بايد پارچه‌ها و لباس‌ها دسته‌بندي و مرتب شوند، سپس شسته شوند و پس از آن بريده مي‌شوند (دكمه ها و اضافات بدون استفاده بايد از روي البسه برداشته شوند) در پايان خمير كاغذ آماده شده در داخل مخلوط كن قرار مي گيرد. در درون مخلوط كن انتهاي فيبرها بريده و كوتاه مي‌شود و سپس در ماشين كاغذسازي به رنگ مات در مي‌آيند.

پس از آن خاك‌رس و رنگينه‌ها به آن افزوده مي‌شود. در مرحله بعدي خاك‌رس فضاي بين فيبرها را پر مي‌كند تابرگه كاغذي صاف و غير شفاف توليد شود.

مقدار زاج و صمغ كاج كاغذ را نسبت به مركب مقاوم مي‌كنند. مقدار كمي رنگينه به آن اضافه مي‌شود چرا كه كاغذ سفيد به رنگ‌آميزي نياز دارد، البته به همان شيوه‌اي كه رنگ آبي براي رنگ كردن لباس سفيد خانگي استفاده مي‌شود.

آخرين مرحله پالودن و صاف كردن شامل پاك نمودن هر گونه تكه باقي مانده از مواد خارجي است و در آخرين مرحله خمير كاغذ براي تبديل شدن به كاغذ آماده مي‌باشد.

ماشين‌هاي ساخت كاغذ چنان بزرگ و عظيم‌الجثه هستند كه براي جاسازي آنها به ساختمان‌هاي بزرگي نياز است. اين خمير كاغذ در حد كمي در آب رقيق مي‌شود كه بر روي تسمه ماشين جريان دارد. اين تسمه فلزي به صورت مشبك است كه در كل پهناي ماشين قرار دارد و به سوي نوردها حركت مي‌كند. هنگامي كه خمير كاغذ روي آن قرار مي‌گيرد آب خمير كاغذ از طريق سوراخ‌هاي تسمه تخليه مي‌شود و حركت ارزشي سبب در هم تنيدن فيبرها در داخل يكديگر مي‌شود.

شكل گيري مستمر كاغذ سبب به وجود آمدن يك وب (شبكه) مي‌شود. درست پيش از آنكه اين وب خيس از فيبرها از تسمه جدا شود از ميان جعبه‌هاي مكش عبور مي كند و در آنجا آب باقي مانده از فيبرها تخليه مي‌شود و در زماني كه اين فيبرها از ميان جعبه‌هاي مكش عبور مي‌كنند از زير رول مخصوصي مي‌گذرند.

با فشار اين رول‌ها فيبرها صاف مي‌شوند. بعضي از اين رول‌ها داراي الگوهاي برجسته‌اي بر روي سطح خود هستند و در زماني كه رول به گردش در مي‌آيد اين الگو بر روي وب خيس در حال حركت كاغذ به چاپ مي رسد. هنگامي كه وب طولاني از كاغذ خيس از تسمه شبكه‌اي جدا مي‌شود بر روي لاستيكي قرار مي‌گيرد كه از ميان نوردهاي سنگيني عبور مي‌كند و در آنجا آب بيشتري از وب خارج مي‌شود. حتا بعد از فشارهاي وارده و تخليه آب، وب هنوز خيس است.

در مرحله بعد، كاغذ از ميان يك سري از نوردهاي فلزي كه بوسيله بخار داغ شده‌اند عبور مي‌كند و به سطح داغ و صاف آنها فشرده مي‌شود. به تدريج نوردها داغ‌تر مي‌شوند و رطوبت موجود در كاغذ به شكل ابرهاي بخار از كاغذ خارج مي‌شود. پس از آنكه رطوبت تا حد امكان از بين رفت، نورد پاياني خنك‌تر و سردتر مي‌شود و وب كاغذ به صورت خشك ظاهر مي‌شود. اين وب كاغذ خشك از ميان رول‌هايي عبور مي‌كند تا سطح دلخواه كاغذ به دست آيد پيش از آنكه وب كاغذ به انتهاي ماشين برسد در جايي كه آن به دور حلقه‌هاي بزرگي كه چندين تن وزن دارند مي‌پيچند.

در پايان اين حلقه‌ها به ماشيني منتقل مي‌شوند كه در آن كاغذ در پهناي مورد نياز برش داده مي‌شود و همچنين تيغه‌اي چرخنده كاغذ را در اندازه‌هاي لازم بريده مي‌شوند.

در ادامه كاغذ به كارخانه‌هاي ديگري انتقال داده مي‌شود تا از آنها براي چاپ كتاب، كارت پستال، دفتر و ديگر كالاهاي كاغذي مفيد استفاده شود.

انواع كاغذ

انواع كاغذهاي مهم را مي‌توان به كاغذهاي چاپ، كاغذهاي نگارش، كاغذهاي بسته‌بندي مقوا و متفرقه تقسيم كرد.

  • ماشين چاپ روزنامه‌ همان طور كه نام آن نشان مي‌دهد براي روزنامه به كار رفته و از چوب مكانيكي به همراه مقدار اندكي چوب شيميايي ساخته مي‌شوند مي‌تواند براق يا غيربراق باشد اما كيفيت حقيقي طبع روزنامه مانند ساير كاغذها متفاوت نمي‌باشد. چاپ مكانيكي يك دستگاه‌ چاپ روزنامه عالي است كه حاوي سهم عظيمي خمير كاغذ چوب شيميايي مي‌باشد معمولاً اندازه آن متوسط بوده و به صورت براق يا غير براق به كار مي‌‌رود چاپ خالص شامل چوب شيميايي نبوده و همانطور كه نام آن نشان مي‌دهد براي چاپ به كار مي‌رود.
  • پوسترها؛ با اينكه انواع كاغذهاي چاپ را مي توان براي پوستر‌ها به كار برد، كاغذي كه هميشه براي آن استفاده مي‌شود، M.G (براق متوسط) است. يك طرف آن داراي رويه براق و طرف ديگر رويه پرداخت نشده مي‌باشد. طرف براق لايه چاپ مناسبي به وجود مي‌آورد و رويه پرداخت نشده به سادگي روي ديوار يا سر صفحه مي‌چسبد.

در صورتي‌ كه به لطافت و ظرفيت نياز باشد از چاپ‌هاي اسپارتو استفاده مي‌كنيم. اين كاغذها قدرت چنداني ندارد اما براي چاپ ليتو مناسب هستند.

  • كاغذهاي روكش‌دار ماشيني؛ از كاغذهاي روكش‌دار معمولي از اين لحاظ متفاوت هستند كه پوشش روي بدنه كاغذ گذاشته مي‌شود. وقتي بدنه كاغذ آماده شده و در طي عمليات روي آن روكش گذاشته مي‌شود. سپس يك دستگاه روكش را روي كاغذ مي‌گذارد كه با دو عمليات جداگانه انجام مي‌شود. كاغذهاي Imitation Art (هنر تقليد) داراي پرداخت بالايي هستند كه درصد بالايي از رس چيني (يا فيلتري مشابه) در طول توليد به آن اضافه شده تا سطحي يكدست داشته باشد. اين پرداخت با ريختن آب ايجاد مي‌شود كه پيش از لعاب دادن روي كاغذ اسپري مي‌شود. بهترين كاغذهاي Imitation Art از اسپارتو تهيه شده‌اند زيرا نرم بوده و كمتر كش‌ مي‌آيند. مي‌توان گفت تنها مواردي كه پرداخت آب براي آنها به كار رفته است.

Imitation Art محسوب مي‌شوند. در كاغذهاي ارزان‌تر از پرداخت S.C استفاده مي‌شود.

  • كاغذهاي سبك وزن و آنتيك از نظر بافت بسيار سبك هستند كليه كاغذ‌ها با اين جمله استاندارد كاغذ سبك وزن ناميده مي‌شوند، كاغذهاي ديگر با همان ويژگي اما با استاندارد پايين‌تر از اين ميزان كاغذ آنتيك ناميده مي‌شوند. معمولاً از عبارت "حاشيه ناصاف" در ارتباط با كاغذهاي آنتيك استفاده مي‌شود كه به لبه ناهموار آن اشاره دارد كه اغلب در يك يا دو طرف كاغذ به دليل وجود رطوبت در ماشين كاغذ به وجود مي‌آيد.
  • كاغذ و مقواي روكش‌دار اغلب كاغذهاي روكش‌دار از اسپارتو تهيه مي‌شوند.

روكش اصلي شامل انواع پودرها، مواد موازنه، رس‌چيني و الياف‌هاي همچون كاسيسني (caseciti)، چسب يا استات مي‌باشد. در صورت نياز به پرداخت براق، از سفيد اطلسي نيز استفاده مي‌شود. كاغذ هنري معمولاً به صورت دو رو استفاده مي‌شود اما روكش كوروميوم تنها در يك طرف و به صورت ضخيم به كار مي‌رود.

  • كاغذهاي گلاسه و سطحي داراي كيفيت روكش بالايي هستند. كاغذهاي نگارش نيز معمولاً به سه درجه اصلي ووسد، اسپارتو و راگ تقسيم مي‌شوند. خطوطي روي اين كاغذها به صورت موازي با علامت‌هاي عمودي روي كاغذ با فاصله cm 2/2 قرار دارند كه در قسمت راست با خطوط افقي ديگري قطع ميشوند.

ما مي‌توانيم براي هر كاغذ بدون تغيير ويژگي اصلي آن روكش خاصي استفاده كنيم. متداول‌ترين روكش‌ براي كاغذهاي نگارش "روكش لنين" است كه با گذراندن شبكه كاغذ از ميان غلطك‌هاي استيل پوشيده از لنين روي سطح كاغذ منتقل شده و ظاهري پارچه مانند و سبك بافت به كاغذ مي‌دهد.

  • كاغذهاي تكثير همان كاغذهاي نگارش معمولي غيربراق هستند كه آهار كمتري دارند تا قابليت جذب بالاتري دانسته و مانع از پخش تصوير تازه چاپ شده شوند. كاغذ "تكثير امضاء" آهار نسبتاً بيشتري دارد تا مركب خودكار را بدون محو شدن جذب خود كند.
  • كاغذ كاتريج نوع ارزانتر كاغذ طراحي هستند. بهترين نوع آنها از كناره كاغذ دورريز تهيه شده در ظرف آهار‌دار و در هوا خشك مي‌شوند. كارتريج معمولي از خمير چوب اسپارتو تهيه مي‌شود كه البته نوع دوم براي چاپ مناسب رواج بيشتري دارد.
  • كاغذ لكه‌گيري از انواع سبك و ضخيم بوده و جذب بالايي دارند. بهترين كيفيت آنها از كناره كاغذ دورريز و ارزانترين آنها از چوب مكانيكي تهيه مي‌شود.
  • كاغذ پوشش انواع مختلفي دارد كه نوع اصلي آن كه به صورت گسترده به كار مي‌رود كرافت است. كرافت كاغذي محكم است كه به صورت M.G يا غيربراق تهيه مي‌شود. محمكترين كاغذ كرافت از خمير چوب سولفات خالص تهيه شده و نوع ضعيف‌تر آن از تركيب خمير چوب مكانيكي و خالص به دست مي‌آيد.
  • كاغذهاي ضد روغن در قسمت مخلوط كردن به صورت متفاوت تهيه مي‌شود، بدين ترتيب كه نيمي از مواد به اندازه‌اي مخلوط مي‌شود كه آب از طريق هيدراسيون وارد فيبر شود.

مخلوط كردن بيش از اندازه باعث مي‌شود تا كاغذ شكننده شود اما هيدراسيون آن را ضد روغن مي‌كند. كاغذهاي ضد روغن واقعي بعد از تمام شدن كار دستگاه كاغذسازي از طرف حاوي آلبومين و نمك عبور داده مي‌شوند. اين كاغذها را مي‌توان به صورت بي‌رنگ يا نيمه بي‌رنگ درآورده يا چنين فرآيندي را به طور كلي روي آن انجام نداد.

  • كاغذ‌هاي شفاف و براق همان ضد‌روغن براق هستند و شفافيت ويژگي اصلي آنها محسوب مي‌شود. اين كاغذها تحت تصفيه بيشتري قرار گرفته و در مقايسه با كاغذهاي ضدروغن تفكيك و تميز‌كاري خمير وب بيشتري دارند. همچنين بايد روكش آنها را پيش از لعاب‌كاري مرطوب كرد. اين كاغذها تحت عنوان "گلاسين" نيز ناميده مي‌شوند.
  • كاغذ نباتي از نظر ظاهري به ضدروغن بي‌رنگ شباهت دارد اما عليرغم اينكه ضدروغن در مقابل آب مقاومتي ندارد كاغذهاي نباتي در مقابل آب مقاوم هستند. در فرآيند تهيه، كاغذ در حمام اسيدسولفوريك و آب قرار مي‌گيرد. ميان هر حمام غلطك‌هايي وجود دارد كه مايع را وارد كاغذ مي‌كنند. وقتي اسيد جذب كاغذ شد واكنشي شيميايي روي مي‌دهد كه باعث مي‌شود كاغذ در مقابل آب مقاوم شود. كاغذ پرداخت شده در نهايت عاري از اسيد است.
  • كاغذ دستمالي به طور كلي به صورت مات يا با اندكي M.G دوكش مي‌شود. بهترين كاغذ دستمالي سفيد بي‌رنگ شده و عاري از اسيد است. دو نوع كاغذ دستمالي رنگي وجود دارد. خمير چوب رنگ شده و رنگ زدن لكه‌اي. نوع دوم بهترين روش محسوب شده و ماندگارترين رنگ را به وجود مي‌آورد. در اين روش ابتدا كاغذ دستمالي تهيه شده و سپس از رنگ عبور داده مي‌شود. در روش رنگ كردن خمير چوب رنگ در مرحله مخلوط كردن به خمير چوب اضافه مي‌شود.
  • مقواي كاهي ارزان‌ترين نوع مقوا بوده و از كاه يا پوشال تهيه مي‌شوند. اين مقوا سفت بوده و اغلب براي ساخت جعبه‌هاي ارزان از آن استفاده مي‌كنند.
  • مقوا به صورت سه‌لايه بوده و تفاوت اصلي آن با ساير مقواها در آن است كه مقواهاي سه‌لايي آستر از رويي در تفكيك جداگانه‌اي روي بدنه چسبانده مي‌شوند كيفيت كاغذهاي آستر از بهترين نوع هستند.
  • مقوا جعبه كه با نام مقواي دوبلكس نيز شناخته مي‌شود در يكي از روش‌هاي تهيه آن جعبه با بريدن شكل آن كه در مرحله بعدي تكه‌هاي آن به صورت جعبه تا مي‌شود مقواي مورد نياز براي اين روش مقواي جعبه تاشو است. يكي از ويژگي‌هاي مهم اين نوع مقوا قابليت تا شدن بدون شكستگي است. اين مقوا متشكل از يك بدنه مي‌باشد كه تنها در يك طرف آستر دارد.

  • نوشته : محمد اربابی
  • تاریخ: چهارشنبه 19 بهمن 1390

  • 2718

    <-BlogAuthor->

    2718

    https://printstudent.loxblog.com/

    دانشجویان صنعت چاپ

    فناوري كاغذ

    دانشجویان صنعت چاپ

    فارغ التحصیل و کارشناس چاپ مقالات صنعت چاپ .druckverfahren.مقالات + صنعت چاپ .فرایند چاپ.چاپ افست. چاپ هلوگرام.چاپ بنر.چاپ هلیوگراور.چاپ سیلک.چاپ بالشتکی . چاپ سوزنی . چاپ روی شیشه.چاپ روی پارچه.صنعت چاپ.مقالات صنعت چاپ.تابلو روان. تلویزیون شهری.

    دانشجویان صنعت چاپ