محيط چاپخانه و استانداردهاي آن و جانمايي بخشهاي چاپخانه و ماشين آلات افست
روش صحيح استقرار بخش هاي مختلف پيش از چاپ، چاپ، پس از چاپ و انبارها و نيز نحوه چيدمان دستگاه ها و ماشينآلات تاثير بسزايي در سهولت و سرعت عمل عمليات در چاپخانه، كاهش جابجاييهاي اضافي و صرفه جويي در زمان و نيروي كار دارد. در عوض هرگونه طراحي نامطلوب مي تواند بسيار دردسرساز باشد.
شكل زمين و موقعيت آن نيز در تعيين مسير گردش كار و محيط ورودي و خروجي چاپخانه تاثيرگذار است. اين مطلب در اينجا مورد بحث قرار ميگيرد.
|
|
چنانچه جهت تحويل كارهاي چاپي با شركتهاي مختلف نظير پيكهاي شهري و پستي قراردادي منعقد شده باشد، تمامي سفارشاتي كه ميبايست توسط پيك يا هر سرويس حمل و نقل ديگري به آدرس مشتري ارسال گردد، در محل مخصوص با نصب تابلو در آن محل رديف گرديده تا منتظر پيك يا سكوي بارگيري خالي بمانند. بارديگر خاطرنشان ميسازد كه وجود اين انبار موقت تحويل بسيار ضروري بوده و تعبيه آن حتيالامكان در نزديكي سكوي بارگيري بالاترين بازده را به دنبال خواهد داشت.
اگرچه جريان كار خط مستقيم <I شكل> ايدهآلترين چيدمان خواهد بود، ليكن در عمل امكان دارد كه استفاده از آن تابع اندازه و بزرگي مجموعه باشد. با توجه به بررسيهاي انجام شده،كارگاههاي چاپ با مساحت كمتر از 9000 متر مربع با جريان كار <U شكل> سازگارتر خواهند بود.
بدين صورت كه جهت ورود مواد اوليه و ارسال سفارش توليد شده از يك سمت و يا يك سكوي تخليه و بارگيري به صورت مشترك استفاده شود. اين جريان كار همچنين در مواردي كه امكان تعبيه سكوهاي تخليه و بارگيري مجزا در دو طرف ابتدا و انتهاي زمين موجود نباشد يا به لحاظ باريكي زمين امكان دسترسي كاميون به انتهاي محوطه ميسر نباشد، يعني استفاده از جريان كار <Uشكل> گريزناپذير است. بايد در نظر داشت كه همواره امكان گسترش در آينده و بسط مجموعه را ميبايست مد نظر قرار داد. شكل (1) امكان بسط مجموعه را در 2 مرحله نشان ميدهد.
تفكيك و جداسازي فيزيكي:
در اين مبحث به جداسازي مكاني واحدهاي توليد نظير سالن چاپ، صحافي و انبار از بخشهاي اداري نظير فروش، مالي و پيش از چاپ اشاره ميشود.
شايان ذكر است عمليات توليد نيازمند فضاهاي وسيع و باز جهت استقرار صحيح تجهيزات چاپ و صحافي است. اين بخش ميبايست داراي سقفهاي بلندتر نسبت به بخش اداري باشد. چنانچه سقف از ارتفاع كافي برخوردار باشد، امكان قرار دادن متمركز مواد اوليه و چاپ شده بيشتري در يك مكان خواهد بود. براي مثال پالتهاي كاغذ در انتظار چاپ، بخشهاي WIP (مواد در جريان توليد) و مواد چاپ شده در بخشهاي مختلف سالن توليد با توجه به ارتفاع مناسب سقفها، هر كدام ميتوانند در فضاي تعبيه شده به راحتي قرار گيرند. همچنين در مورد تجهيزات چاپ رول، در قسمتهاي تغذيه كاغذ و رولبندها، فولدر (تاكن) و تجهيزات قبل از فولدر همواره نياز به تعبيه سقفهاي بلندتري نسبت به ساير قسمتها است كه ميبايست با توجه به مشخصات فني كارخانه سازنده ماشين چاپ رول نسبت به آن از پيش اقدام نمود.
حتي ماشينآلات ورقي مجهز به واحد پرفكتينگ (پشت و روزن) يا برج ورني نيازمند فضاي كافي جهت قرار گرفتن اپراتور و يا سرويس كار بدون محدوديت سقف و يا پلهاي باربر سقف است. به ويژه بيشتر برجهاي ورنيUV و يا پايه آب داراي جرثقيل مخصوص جهت تعويض غلطكها بوده كه حداقل نيازمند 5/1 متر فضاي بيشتر در بالاي واحد چاپ نسبت به حالت عادي است.
همچنين در سالهاي اخير شركتهاي سازنده اقدام به ارايه ماشينآلات ورقي با تكنولوژي طلاكوب سرد نمودهاند كه حداقل 5/2 متر به ارتفاع ماشين در قسمت واحدهاي ابتدايي چاپ افزوده است.
البته بلندي سقفها كمك شاياني به كاهش شدت انعكاس سروصداي حاصل از كار ماشين نموده و موجب بالا رفتن هواي گرم حاصل از كاركرد ماشين و قرار گرفتن آن در بالاتر از سطح اپراتوري و واحدهاي چاپ نيز ميشود.
اين موضوع ميتواند امكان تهويه و تخليه هواي گرم توسط هواكشهاي سقفي در تابستان را فراهم نموده و در زمستان نيز ميتوان توسط يك دمنده با گردش لايه هواي گرم به سمت پايين موجب صرفهجويي در انرژي و ايجاد گرمايش مطبوعتر در فضاي كارگاه شد.
علاوه بر اينها سقفهاي بلند ميتواند فضاي لازم را جهت تعبيه كانالهاي معلق جهت عبور كابلها و لولههاي آب و گاز، سيستمهاي اطفاء حريق آتشنشاني و آبپاشها، نصب تجهيزات روشنايي، نصب تجهيزات سيستمهاي مركزي سرمايشي گازي يا جذبي و تجهيزات رطوبتزن و بسياري ديگر از تجهيزات و سيستمهاي كنترل در اختيار قرار دهد.
اگرچه نصب سقفهاي كاذب صداگير (آكوستيك) با نورپردازي خاص بين آنها به طور اعم ضروري نيست، ليكن تعبيه آن ميتواند موجب ايجاد محيطي به مراتب تميزتر و خالي از گردوغبار، با روشني بيشتر و يكنواختتر و آرامتر شود.
به طور اختصاصي نصب چنين سقفهاي كاذب آكوستيك جهت كارگاههاي چاپ ورقي به دو منظور اصلي پيشنهاد ميشود: 1- حفظ و نگهداري دما و رطوبت سالن چاپ 2- ممانعت از جذب گردوغبار توسط ساختار سقف و ريزش آن به داخل واحدهاي چاپ و مركبدانها كه موجب آمدن آشغال و سياهي بر روي نمونه چاپي ميشود.
محيط كارگاه با توجه به ماهيت آن يعني توليد همواره همراه با سروصدا، ترافيك، ازدحام و انباشت مقدار قابل توجهي گردوغبار و زباله صنعتي است، لذا ميبايست كه فعاليت اداري و دفتري از محيط توليد و انبار ايزوله و جدا گردد و در محيطي تميز و آرام مستقر شود.
ضرورت اين جداسازي با توجه به اهميت واحدهاي فروش ، حسابداري و ساير عمليات اداري به سادگي قابل درك است و عدم توجه به آن ميتواند موجب كاهش شديد راندمان در آن بخش و به طبع آن در كل مجموعه شود.
در ضمن واحد پيش از چاپ شامل طراحي، اسكن، تهيه فيلم و پليت نيز همگي در كنار بخش اداري با همان ارتفاع سقف 75/2 الي 3 متر قرار ميگيرد. بديهي است ارتفاع مزبور تا زير سقف كاذب خواهد بود و چنانچه كانال هوا يا تاسيسات و لولههاي آتشنشاني در زير سقف اصلي اجرا گردد، ميبايست ارتفاعي بين 75/0 الي 5/1 متر جهت تعبيه سقف كاذب اضافه گردد. از آنجا كه سفارشات و خروجي بخش قبل از چاپ و تاييد نهايي آن با بخش فروش مرتبط است، بسيار به جاست كه حتيالامكان اين دو بخش در نزديك يكديگر قرار گيرند. البته چون محصول نهايي بخش پيش از چاپ پليت آلومينيومي است كه به علت سبكي وزن به راحتي قابل انتقال به سالن چاپ است. چنانچه اين بخش در نزديكي سالن چاپ نباشد مشكل عمدهاي به وجود نخواهد آمد به خصوص آنكه بايد در نظر داشت در سالن چاپ به علت وجود پودرپاش افست همواره احتمال ورود پودر به واحد پيش از چاپ ميتواند مشكلآفرين باشد.
همچنين بايد در نظر داشت كه محل واحد پيش از چاپ درست جلوي راهرو اصلي از بخش اداري به واحد توليد نباشد كه ازدحام و رفت و آمد ناشي از آن موجب مزاحمت براي بخش پيش از چاپ شود.
با پذيرش پيش فرض آنكه بخشهاي اداري و توليد ميبايست از يكديگر به صورت فيزيكي مجزا باشند، ميتوان جهت طراحي يك مجموعه كارگاه چاپ از پايه، آن را به صورت دو ساختمان با ساختار مجزا از يكديگر طراحي و اجراكرد. ساختمان توليد و انبار با ارتفاعي بلندتر بين 6 الي 9 متر و در موارد خاص نظير چاپ رول حتي بلندتر و در مجاورت آن بناي واحد اداري به ارتفاع كوتاهتر 75/2 الي 75/3 متر (چنانچه در يك طبقه باشد)، قابل اجراست. البته ساختمان اداري ميتواند برحسب نياز در دو طبقه و در سطح زيربناي كمتري طراحي و اجرا شود.
شكل 3 طرح شماتيك يك كارگاه چاپ شامل دو ساختمان مجزا را نشان ميدهد.
سپس ارتباط منطقي بين اين دو ساختمان را ميتوان به كمك ايجاد راهرو در طول يا بخشي از آن برقرار ساخت. راهرو مزبور ميتواند به صورت قسمتي از ساختمان كوتاهتر و يا حتي راهروي حدفاصل بين دو ساختمان - در صورتي كه از يكديگر كاملا جدا باشند - با برخورداري از نورگيرهاي سقفي در آن احداث شود.
شكل 4 امكان تعبيه راهرو در طول فيمابين دو ساختمان توليدي و اداري را نشان ميدهد.
راهرو مزبور همچنين نقش ارتباطي كارمندان و پرسنل بخشهاي مختلف جهت آمد و شد بين قسمتهاي مختلف را بازي خواهد كرد. واحدهاي بهداشتي و عمومي پرسنل نيز ميتواند در دو انتهاي اين راهرو قرار گيرد. چنانچه راهرو مزبور در طول كامل هر دو ساختمان بنا شود. امكان قرار گرفتن دربهاي ورودي و خروجي كاركنان و يا ارباب رجوع در هر يك از دو انتهاي راهرو امكانپذير است. همچنين راهرو مزبور ميتواند نقش راهروي خروج اضطراري را نيز ايفاكند.
گسترش فضاها و امكان رشد:
گسترش يكي از مهمترين اصولي است كه ميبايست در زمان طراحي سايت مد نظر قرار گيرد. چنانچه هر زمان به لحاظ ارتقاي موقعيت در بازار، نصب تجهيزات جديد توجيه اقتصادي داشته باشد، جهت نصب آنها گسترش فضاي توليد و انبار مربوطه به آن نيز ضروري است. فضاي مورد نياز هر دستگاه جهت گسترش ميبايست درست در همان مكاني پيشبيني شود كه كليه دستگاهها هيچگونه خللي در جريان كارشان صورت نپذيرد. به صرف داشتن فضايي آزاد در جايي دور از سالن توليد و يا در انتهاي زمين كه شايد راحتترين روش براي گسترش باشد، نميتوان امر گسترش را به طور صحيح انجام داد.
چنانچه گسترش با اضافه كردن ماشينآلات چاپ توام باشد، محل گسترش ميبايست در مجاورت سالن چاپ باشد. به طور معمول افزايش ظرفيت چاپ با افزايش انبار كاغذ و محصول توليد شده و افزايش عمليات تكميلي و تجهيزات صحافي نيز همراه خواهد بود. به طور كلي بسط و گسترش هر يك از عمليات توليد در فاصلهاي دورتر از هسته مركزي آن عمليات، موجب ناديده گرفتن و نابود كردن اصل اوليه در طراحي جانمايي كارگاه چاپ يعني <جريان توليد مستقيم> خواهد شد.
امكان قابليت گسترش در طرح ميبايست همزمان با شروع <جريان توليد مستقيم> و مبحث تفكيك بخشهاي توليد و اداري مدنظر قرار گيرد. در جريان توليد خط مستقيم از ابتداي رسيد به انبار تا چاپ، صحافي و ارسال كه همگي در ساختمان توليد در يك خط مستقيم I شكل قرار گرفتهاند، به سادگي امكان اضافه كردن فضايي در پشت خط توليد و انبار وجود دارد كه اجازه حفظ جريان توليد را در همه قسمتها، مطابق اصل اوليه خواهد داد و هيچگونه خدشهاي به آن وارد نخواهد كرد. به طور مشابه گسترش بخشهاي اداري نيز از طرفين اجرا خواهد شد. چنانچه امكان گسترش بخش اداري از طرفين نباشد، ميتوان به ساخت طبقه دوم جهت بسط بخش اداري اقدام كرد.
البته لازمه اين گسترشها، در نظر گرفتن فضا و زيرساختهاي لازم در فاز اول طرح است كه در فاز دوم يعني فاز گسترش متناسب با پيشرفت اهداف بلندمدت پروژه اجرايي خواهد شد.
شكل 5 نشان دهنده تعبيه فضاي لازم جهت گسترش را نشان ميدهد.
چيدمان:
چنانچه از چيدمان جريان توليد مستقيم تبعيت نماييم، و مطابق مباحث قبلي مقدار مساحت هر يك از بخشها را به متر مربع تعيين كرده باشيم، قدم بعدي تعيين سطح زير اشغال بناست كه، با توجه به عرض و طول - معادل مساحت تعيين شده باشد. براي مثال چنانچه كل مساحت مورد محاسبه 5000 متر مربع به دست آمده باشد و 68% آن به منظور فضاي توليد و انبار تعيين شده باشد، بنابراين 3400 متر مربع از كل ساختمان جهت سالن توليد و انبار اجرا خواهد شد كه ميتواند در ابعاد ذيل باشد:
طول عمق
متر 90 *35
متر 85 * 40
متر 5 /75 *45
متر 68 *50
همچنين مساحت بخش اداري با نسبت 32% از كل فضاي مورد محاسبه، معادل 1600 متر مربع با ابعادي مشابه به شرح ذيل محاسبه ميشود.
متر97*5/ 14
متر85* 5 / 16
متر5 /75 * 5 / 18
متر68 * 5 /20
ملاحظه ميشود كه عمق بخش اداري به نسبت طول آن كوتاه شده و موجب باريك شدن ساختمان اداري خواهد شد كه ابعاد آن براي استقرار بخشهاي اداري و پيش از چاپ كاربردي نخواهد بود، لذا با عنايت به امكان گسترش در آينده در فاز 1 ميتوان در ابتدا از طول اين ساختمان كاست. چنانچه طول ساختمان اداري را براي مثلا 65 متر در نظر بگيريم، عمق ساختمان اداري 5/24 متر خواهد بود كه راندمان بالاتري در چيدمان بخش اداري و پيش از چاپ خواهد داشت. (شكل 6 )
بعد از محاسبه اندازههاي كلي ساختمان ميتوان مساحت بلوكهاي هر قسمت را به دقت با حفظ اصل جريان توليد مستقيم جدا و تعيين نمود. با تقسيمبندي اعمال شده در بخش توليد راهروهاي اصلي عبور و مرور جك پالتها و ليفتراكها ميبايست به دقت و به صورت هر چه مستقيمتر مشخص شوند. بايد در نظر داشت هر بار كه راننده ليفتراك مجبور به دور زدن با پالت بار باشد، خطر واژگون شدن و يا صدمه ديدن دستگاههايي كه در مسير آن قرار دارند، وجود دارد. لذا راهروهاي اصلي عبور و مرور ميبايست حداقل داراي 5/2 متر عرض بوده تا به سادگي امكان عبور دو دستگاه ليفتراك از كنار يكديگر باشد. همچنين جهت امنيت كاركنان و پرهيز از خطر تصادف، راهروهاي عبوري ميبايست با نوار و خطكشي زرد رنگ مشخص و مجزا شوند. در ضمن راهروهايي كه به فضاي توسعه سالنها منتهي ميشوند، ميبايست به دقت طراحي و ساخته شوند و مسير ورودي به آن بخش در حين ساخت و ساز بعدي توسط حصارهايي محصور گردد.
|
|
||||
|
|
||||


